رويايـــــــــــــــــــــ سرخـــــــــــــــــــــ | ||
|
آزاده تر که بود ز زن های این جهان؟ آن کس که کرد پیکر عریان خود عیان؟ گر این بُوَد رهایی انسان که ای گلی! هر تن فروش گشته رها طبق این گمان نشنیده ای تو ناله ی مردم ز خاک خود؟ ای گل! تو “مثل مادر”معصوممان بمان رحمی اگر به پاکی روحت نمیکنی بر حرمت “به نام پدر” کن تنت نهان عریانی تو عین اسیری برای توست آزادی اش برای هوس های هرزه شان ما را هزار امید به بازیگری چو گل تو گرم بازی سیه زشت دیگران ما در سماع ساز تو مدهوش و گشته ای رقّاصه ای به نغمه ی دشمن در این میان مال خود تو هست تن و جان تو ولی ترسم براو ز سیلی ویران گر خزان دیدم پس دو دیده ی عصیان گرت که بود از ترس کودکانه ی تنهاییت نشان ترسم که نام گل صفتت همچو لکه ای ممتد شود به ننگ به پیشانی زمان بودی عزیز بین کسانت چه حیف شد گشتی عروسک ید پنهان ناکسان شاعر: س.ن نظرات شما عزیزان:
اين گلشيفته نيست عزيزم خودشيفتس آبروي ما دختراي ايروني رو برد .بيا به منم سر بزن منم پرسپوليسي و عاشق كريمي هستم
mar mar
![]() ساعت0:13---23 بهمن 1390
خیلی بد نوشته مطمئنی شاعر بوده؟؟؟؟ اصلا جمله بندی درست نداره
|
|
[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |